خطايى ، على اكبر

290

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

بر زمين نهادند . پس اشارت كرد كه ايشان را بنشانيد . هريك را بجاى او پيش شيره‌ها كه نهاده بودند بنشاندند و غير آن‌كه بر شيره‌ها بود ساعت به ساعت آشها و گوشتهاى بره و قاز و مرغ و دراسون آوردن گرفتند ، و بازيگران به بازى در آمدند . اول جماعتى پسران چون [ ماه ] ، مثل دختران سرخى و سفيدى بر روى ماليده و حلقه‌هاى مرواريد در گوش كرده و جامه‌هاى زربفت ختائى پوشيده و نخلها و گلها و لالها [ ى ] ملّون كه از كاغذ رنگين و ابريشم بسته بودند بر دست گرفته [ و ] در سر 159 خلانيد [ ه ] [ 400 ا ] بر اصول ختاييان رقص كردن گرفتند . 160 بعد از آن دو پسر قريب به سنّ ده سالگى بر بالاى دو چوب معلّقها زدند و انواع بازيها كردند . بعد از آن شخصى برستان 161 خفتيده و پاى خود بالا داشت و چند نى بزرگ بر كف پاى او نهادند و شخصى ديگر اينها را مجموع به‌دست بگرفت و پسرى ده دوازده ساله آمد و بر بالاى اينها رفت و درازى هر نئى هفت گز بوده باشد . بر سر اينها به انواع بازيها كرد و به آخر يك [ يك ] نى مىانداخت تا يك نى بماند . بر سر آن يك نى معلّق‌ها زد و بازيها [ كرد ] . بعد از آن حركات غريب ناگاه از سر آن نى خطا شد چنان كه همه گفتند كه افتاد ، آن شخصى كه خفته بود و نى بر كف پاى او بود برجست و او را در هوا بگرفت . ديگر جماعتى گويندگان و اهل ساز پهلوى يكديگر ، شخصى ياتوغن نواخت و دوازده مقام اصل نموده بر خلاف اصول و آهنگ ختاييان و شخصى ديگر بينه 162 مثل آن و ديگرى موسيقار و [ باز هم ازينها يكى يك دست بر موسيقار و ] يك دست بربينه و صاحب بينه يك دست بر بينه و يك دست انگشت بر ثقبهاى 163 نى كه در دهان ديگرى است و صاحب نى دهان بر نى و چهار [ پا ] ره بر دست مجموع بر اصول كه هيچ يك خارج نگردند .